تبلیغات
یا زهرا (س)‏ - مطالب دینى و مذهبى
یا زهرا (س)‏
مائیمو نواى بى نوایى بسم الله اگر حریف مائى
1392/12/24 :: نویسنده : پندار
در كتاب احتجاج از سوید بن غفله روایت شده است :
چون فاطمه علیهاالسلام بیمار شد به آن بیمارى كه موجب رحلت آن حضرت گردید به هنگام شدت یافتن بیماریش گروهى از زنان مهاجر و انصار به عیادتش جمع شدند و بر آن حضرت سلام كرده گفتند: اى دختر رسول خدا! وضع بیماریت چگونه است و با آن چه مى كنى ؟ آن حضرت ستایش خداوند سبحان كرده بر پدرش درود فرستاد، و سپس گفت :
حالم به گونه اى است كه از دنیاى شما بسى بیزار و مردانتان را دشمن مى دارم ! حال و قالشان را آزمودم و از آنچه كردند، بسى ناخشنودم و آن را به كنارى نهادم . چرا كه چون تیغ زنگارخورده نابرا و چون نیزه از قد دو نیم شده ، و صاحبان اندیشه هاى تیره و نارسایند.
چه بد ذخیره اى از پیش براى خود فرستادند. خشم خداوند را به جان خریدند و در آتش و نیران پاینده اند.




نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/11/30 :: نویسنده : پندار

نقش قرآن در زندگى‏

حضرت على علیه‏السلام كلید حل همه مشكلات را قرآن معرفى مى‏كند و در وصف
آن مى‏فرماید:

و دواء دائكم ما بینكم؛ دواى درد و راه حل مشكلات شما و راه سامان بخشیدن
به امورتان در قرآن است.

قرآن داروى شفابخشى است كه همه دردها را درمان مى‏كند و با وجود قرآن
دردها و ناراحتى‏ها التیام مى‏یابد.

باید این نسخه شفابخش را خواند و آن را به دقت مطالعه كرد و با راه درمان
دردها و مشكلات فردى و اجتماعى آشنإ؛ شد.
بدیهى است قبل از احساس و شناختن درد و
مشكل، سخن گفتن از درمان، خارج از مسیر طبیعى است؛

زیرا ابتدا باید دردهاى فردى و اجتماعى را شناخت و با مطالعه و دقت در
آیات كریمه قرآن با آنها آشنا شد،

آن گاه با به كار بستن این نسخه شفا بخش به درمان آنها پرداخت. امروز در
جامعه ما مشكلات فراوانى اعم از فردى

و اجتماعى وجود دارد كه همه خواهان رفع این مشكلاتند و با این كه
پیشرفت‏هاى چشم‏گیرى

در زمینه‏هاى مختلفى وجود داشته است، مشكلات زیادى باقى مانده است كه
مسئولین پیوسته در تلاشند تا به صورتى آنها را حل كنند.
حضرت در این خطبه
مى‏فرمایند: و دواء دائكم و نظم ما بینكم؛ قرآن نسخه درمان دردها و مشكلات شماست،
و در خطبه 189 با این تعبیر كه و دواء لیس و بعده داء مى‏فرمایند:قرآن
دارویى است كه بعد از آن دردى باقى
نمى‏ماند.

مطلبى كه قبل از هر چیز باید بدان توجه داشت ایمان به
فرمایش حضرت على علیه‏السلام است؛ یعنى باید با تمام

وجود باور داشته باشیم كه درمان حقیقى دردها و مشكلات ما، اعم از فردى و
اجتماعى، در قرآن است.
همه ما به این مطلب اقرار مى‏داریم؛ لكن مراتب ایمان و یقین افراد متفاوت
است. هر چند هستند كسانى كه

با تمام وجود باور داشته باشند كه اگر به قرآن روى بیاورند و معارف و
راهنمایى‏هاى آن را به كار بندند،

قرآن بهترین نسخه شفابخش دردهاست، لكن چنین افرادى بسیار اندكند و شاید
یكى از بزرگ‏ترین مشكلات

جامعه ما ضعف ایمان در این جهت باشد و این امر موجب شده است بسیارى از
مشكلات همچنان باقى بماند.

 


نام كتاب: قرآن در آیینه نهج‏البلاغه‏

نام نویسنده: استاد محمد تقى مصباح یزدى‏








نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/11/9 :: نویسنده : پندار

آیه 1
یََّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تُقَدِّمُواْ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ وَ رَسُولِهِوَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
اى كسانى كه ایمان آورده اید! بر حكم خدا و پیامبر او پیشى نگیرید واز خداوند پروا كنید، همانا خداوند شنوا و دانا است .
نكته ها:
O
این آیه ، جلوى بسیارى از خطاها را مى گیرد. زیرا گاهى خواسته اكثریّت مردم ، جلوه هاى ظاهرى و مادّى ، پیروى از حدس و تخمین ، میل به ابتكار ونوآورى ، هیجان و قضاوت عجولانه و خیال آزاداندیشى ، انسان را وادار به گفتن ها، نوشتن ها و تصمیماتى مى كند كه ناخودآگاه انسان از خواسته خدا و رسول جلو مى افتد، همان گونه كه گاهى خیال عبادت ، خیال قاطعیّت ، خیال انقلابى بودن و خیال زهد و ساده زیستى ، گروهى را وادار كرد تا از خدا و رسول پیشى بگیرند و به قول معروف كاسه داغ تر از آش باشند.
O
این آیه مى خواهد انسان ها را همچون فرشته تربیت كند، زیرا قرآن درباره فرشتگان مى فرماید: در سخن بر خدا سبقت نمى گیرند و تنها طبق دستور او عمل مى كنند. (لایَسبِقونَه بِالقَول و هم باَمرِه یَعمَلون )(4)
O
قرآن ، موارد تقدّم را بیان نكرد تا شامل انواع پیش افتادن هاى عقیدتى ، علمى ، سیاسى ، اقتصادى و غیره در گفتار وكردار گردد.
O
بعضى اصحاب از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله درخواست كردند كه خود را مقطوع النسل و اَخته نمایند تا دیگر تمایلى به همسر نداشته باشند و یكسره در خدمت اسلام باشند، حضرت آنان را از این كار زشت باز داشت .
O
كسى كه از خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پیشى مى گیرد، در مدیریّت نظام خلل وارد كرده و جامعه را به هرج و مرج مى كشاندو در حقیقت دستگاه و نظام قانون گذارى را بازیچه تمایلات خود قرار مى دهد.
پیام ها:
1
براى انجام گرفتن دستورات باید ابتدا زمینه هاى روانى پذیرش را در مخاطب ایجاد كرد. جمله (یا ایها الّذین آمنوا) به مخاطب شخصیّت مى دهد ووابستگى او به خدا را كه زمینه انجام كار است ، بیان مى كند.
2
از آنجا كه فرمان پیش نیفتادن از خدا و رسول ، فرمان ادب است ، خود این آیه نیز مخاطب را با ادب ویژه صدا مى زند. (یا ایها الذین آمنوا...)
3
بعضى سلیقه هاى شخصى ، عادات و رسوم اجتماعى و بسیارى از مقرّرات و قوانین بشرى كه ریشه در قرآن و حدیث ندارد و برخاسته از عقل و فطرت نیست ، نوعى پیش افتادن از خدا و رسول است . (لا تقدّموا...)
4
هرگونه حرام كردن نعمت هاى حلال خداوند و یا حلال كردن حرام ها، پیشى گرفتن از خدا و رسول است . (لاتقدّموا...)
5
هرگونه بدعت ، مبالغه ، ستایش نابجا و انتقاد نابجا، پیشى گرفتن است . (لا تقدّموا...)
6
سرچشمه فقه و رفتار ما باید قرآن و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله باشد. (لا تقدّموا بین یدى اللّه و رسوله )
7
پیشى گرفتن از خدا و رسول ، بى تقوایى است . (چون در این آیه مى فرماید: پیشى نگیرید و تقوى داشته باشید) (لاتقدّموا... واتّقوا)
8
هر آزادى ، توسعه و پیشرفتى ارزش ندارد. (لاتقدّموآ...)
9
براى انجام تكالیف ، دو اهرم ایمان و تقوى لازم است . (در آیه هم كلمه ((آمنوا)) و هم كلمه ((اتّقوا)) مطرح شده است ) (آمنوا... واتّقوا)
10
از چیزهایى كه جمله را زیبا مى كند آن است كه امر و نهى در كنار هم باشد. (در آیه هم نهى آمده ((لاتقدّموا)) و هم امر آمده است ((واتّقوا)))
11
حكم رسول همان حكم خداست ، بى احترامى به او بى احترامى به خداست و پیشى گرفتن از هر دو ممنوع است . (لا تقدّموا بین یدى اللّه و رسوله )
12
التزام عملى باید همراه با تقواى درونى باشد. (لاتقدّموا... واتّقوا اللّه )
13
كسانى كه به خاطر سلیقه ها و مسائل دیگر از خدا و رسولش پیشى مى گیرند، نه ایمان دارند و نه تقوا. (یا ایّها الذین آمنوا لاتقدّموا... و اتّقوا)
14
تندروى یا كندروى هاى خود را توجیه نكنیم . (انّ اللّه سمیع علیم )

تفسیر سوره حجرات - محسن قرائتی





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فائده غیبت طولانى چیست ؟
مى پرسند:
غیبت طولانى امام مهدى (عج ) و عدم دسترسى ما به او، چه سودى دارد؟
پاسخ :
امام قائم (عج ) بخاطر عدم پذیرش جامعه ، از نظرها پنهان است ، او همچون امامان معصوم علیه السلام دیگر اگر آشكار بود،

مردم همان كه با آن امامان كردند با او مى كردند، اما او غائب است تا مردم آمادگى پذیرش او را در طول زمان و

با برنامه ریزیهاى دراز مدت و تكامل معنوى و مادى پیدا كنند.
غیبت او چنانكه در روایات آمده همچون پنهان شدن خورشید پشت ابرها است ،

گر چه ابرها از تابش مستقیم خورشید ممانعت مى كنند، ولى هرگز نمى توانند تابش خورشید را بطور كلى محو سازند.
غیبت امام قائم (عج ) دهها فایده دارد كه در اینجا به طور اختصار به چند فایده آن اشاره مى كنیم .
1-
غیبت او به پیروانش امید مى بخشد و آنها را دلگرم مى كند كه داراى چنین رهبرى هستند، با توجه به اینكه امید، آن هم امیدى این چنین ، سازنده است .
2- غیبت آن حضرت پیروانش را قدم به قدم آماده مى سازد تا آن حضرت را از عزلت بیرون آورند.
3- آن حضرت در عین اینكه غائب است گاه در مسائل مهم با فقهاء و بزرگان اسلام تماس مى گیرد

و آنها را راهنمایى مى كند (چنانكه شواهد آن بسیار است و بعضى از آنها در این كتاب آمده است.(

4-گفتگو درباره قیام مهدى (عج ) و تشكیل كنگره ها و كنفرانسها و تنظیم نوشته ها و مقالات در طول زمان با فرصت كافى

 موجب پرورش نفوس و آمادگى ، در اندیشه انقلاب جهانى بودن و هدف دارى و... مى شود، در نتیجه آمادگیهاى فرهنگى ،

سیاسى ، اجتماعى ، صنعتى ، اقتصادى و بالاخره نظامى در همه جا پیدا مى شود و به این ترتیب زمینه سازى ظهور آن حضرت مهیا مى گردد.
5-شناخت موانع یك انقلاب جهانى در تمام ابعاد و براندازى آن موانع نیاز به طول زمان و كمك فكرى بسیار در سطح جهان دارد، این نیز یكى از فوائد غیبت امام قائم (عج ) مى باشد.
6-از طرفى طول غیبت و دورى مردم از رهبر مصلح و عادل موجب فساد در تمام زمینه ها شده ،

 و همین فساد موجب خستگى و ناراحتى و نارضایتى مردم مى شود و در دل این فساد، جرقه هاى انقلاب بروز مى كند و مردم ،

تشنه مصلح واقعى و عدالت مى شوند، چرا كه تا همه ، رنج ظلم و فساد را نبرند آماده درك لذت عدالت و اصلاح نخواهند شد، چنانكه در روایات مربوط به حضرت مهدى (عج ) بسیار آمده كه :
(یملاء الارض عدلا و قسطا و نورا كما ملئت ظلما و جورا و شرا.)

آن حضرت زمین را پر از قسط و عدل و نور خواهد كرد همان گونه كه پر از ظلم و جور و بدى شده باشد؟
و انقلاب واقعى ، انقلابى است كه طبیعى و خودجوش و از متن توده ها برخیزد، و همگان به خوبى آن را درك كنند.
البته این سخن به این معنى نیست كه ما تن به ظلم و فساد دهیم ، و مبارزه با ظلم و فساد نكنیم كه شرع و عقل چنین اجازه اى به ما داده ،

 بلكه این سخن خبر از آینده مى دهد، و حاكى است كه مردم بر اثر دورى از یك مصلح عادل و آگاه چگونه در لجن فساد فرو مى روند،

در این صورت باید براى یافتن آن مصلح به پاخاست و خود گرفتارى مردم ، آنها را براى یافتن راه حل برمى انگیزاند.
آرى باید مدتها بگذرد، تا مردم تكامل یابند و حقائق برایشان كشف گردد، و با تجربیات تلخ خود روى حكومتهاى باطل از آنها روگردان گردند و تشنه وجود امام قائم (عج ) شوند.
در قرآن كریم مى خوانیم :
(سنریهم آیاتنا فى الآفاق و فى انفسهم حتى یتبین لهم انه الحق)
بزودى آیات خود را از هر سوى جهان و در وجود خود مردم نشان مى دهیم تا براى آنها آشكار گردد كه او حق است.
((در مورد اینكه منظور از ضمیر ((او)) به كجا بازگشت مى كند امام صادق علیه السلام در ضمن روایتى فرمود( (منظور خروج (عج ) است كه او حق است و حقانیتش آشكار مى گردد.

نام كتاب : حضرت مهدى (ع) فروغ تابان ولایت

مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شكنجه گر زندان ، در برابر عظمت مقام امام حسن عسكرى(ع)

امام حسن عسكرى (ع ) در عصر خلافت متوكل ، در زندانهاى مختلفى حبس گردید، آن بزگوار را مدتى به زندان شكنجه گرى خشن و پر تجربه و درنده خو، به اصطلاح به (نحریر)سپردند، او با بى رحمانه ترین روش ، به امامساءله (ع ) بر خورد مى كرد، و زندگى را بر آن حضرت ، تنگ و سخت گرفت .
همسر نحریر، كه به پاره اى از مقامات معنوى و عبادات و سجده هاى امام در زندان آگاه شده بود، به نحریر مى گفت : (از خدا بترس ، تو نمى دانى كه چه شخصیت بلند مقامى را در زندان نگه داشته اى ، من ترس آن دارم كه بلاى سختى به تو برسد
).
نحریر به جاى اینكه تحت تاءثیر گفتار همسرش قرار بگیرد، یك روز عصبانى شد و به همسرش گفت : (سوگند به خدا، او (امام ) را در باغ وحش ، جلو درندگان مى افكنم
).
نحریر به اجازه مقامات بالا، همین كار را كرد، دستور داد آن حضرت را به درون باغ وحش بردند، و هیچگونه شك نداشت كه درندگان ، آن حضرت را مى خورند
.
ولى پس از ساعتى ، نحریر و ماءمورین زندان ، آن حضرت را دیدند كه نماز مى خواند، و درندگان در اطراف او حلقه زده و آرام و خاموش ایستاده اند، آنگاه دستور داد، تا آن حضرت را به خانه اش ببرند
.

نام كتاب : داستانهاى شنیدنى از چهارده معصوم علیهم السلام

مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى

 





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/10/9 :: نویسنده : پندار

شـــــهـــادت ســـــــــــــــه بزرگــــــوار

حضرت محمد(ص)

امام حسن مجتبی (ع)

امام رضا(ع)

بر همه ی مسلمیــــن تسلیت بــــاد





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در گهواره و مسائل خانوادگى
یكى از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام ، به نام یعقوب سرّاج حكایت كند:
روزى به قصد ملاقات و زیارت مولایم ، حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام به منزل ایشان رفتم ،

هنگامى كه وارد شدم ، دیدم كه آن امام بزرگوار كنار گهواره شیرخوارش ، حضرت ابوالحسن موسى كاظم علیه السلام ایستاده ؛

و جهت دل گرم كردن و آرام نمودن نوزاد، با او سخن مى گوید.
مدّت زیادى بدین منوال طول كشید؛ و همچنان من در گوشه اى نشسته و نظاره گر آن ها بودم تا آن كه سخن راز

امام با نور دیده اش علیه السلام به پایان رسید.
آن گاه من از جاى خود برخاستم و به سمت آن امام مهربان رفتم ، همین كه نزدیك آن حضرت قرار گرفتم ،

 فرمود: آن نوزاد، بعد از من ، مولایت خواهد بود، نزد او برو و سلام كن .
پس اطاعت كردم و نزدیك آن نوزاد و نور الهى رفتم و سلام كردم ، با این كه او كودكى شیرخواره در گهواره بود،

خیلى زیبا و با بیانى شیوا جواب سلام مرا داد.
و سپس به من خطاب نمود و اظهار داشت : حركت كن و به سوى منزل خود روانه شو و آن نام زشت

 و نامناسبى را كه دیروز براى دخترت برگزیده اى تغییر بده ، چون خداوند متعال صاحب چنین نام و اسمى را دشمن داشته و

غضب دارد و او مورد رحمت الهى قرار نخواهد گرفت .
یعقوب سرّاج در ادامه گوید:
یك روز قبل از آن كه خدمت حضرت برسم ، خداوند متعال دخترى به من عطا كرده بود، كه نام او را حُمیراء نهاده بودیم ؛

و كسى هم آن حضرت را از این موضوع آگاه نكرده بود؛ و با این كه آن حضرت ، طفلى شیرخوار در گهواره بود،

به خوبى از درون مسائل خانوادگى ما آگاه بود.
و بعد از آن كه چنین علم غیبى از آن طفل معصوم آشكار گشت و مرا در تغییر و انتخاب اسم مناسبى براى دخترم نصیحت فرمود،

امام جعفر صادق علیه السلام مرا مورد خطاب قرار داده و اظهار نمود: اى سرّاج ! دستور و پیشنهاد مولایت را عمل كن ،

كه موجب سعادت و خوشبختى شما خواهد بود.
یعقوب گوید: من نیز اطاعت امر كردم و نام دخترم را به نام مناسبى تغییر دادم .

 

چهل حدیث و چهل داستان از امام موسی کاظم(ع)

مولف :عبدالله صالحی

 





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

الخصال : ابن الولید، عن الصفار، عن ابن معروف ، عن محمد بن سهیل البحرانى یرفعه الى اءبى عبدالله الصادق علیه السلام قال :

البكاؤ ن خمسة : آدم و یعقوب و یوسف و فاطمة بنت محمد و على بن الحسین علیهم السلام . فاءما آدم فبكى على الجنة حتى صارفى

خدیه اءمثال الاودیة ، و اءما یعقوب فبكى على یوسف حتى ذهب بصره و حتى قیل له : ((تالله تفتؤ تذكر یوسف حتى تكون حرضا اءو تكون من الهالكین )) و اءما یوسف فبكى على یعقوب حتى تاءذى به اءهل السجن فقالوا له :

اما اءن تبكى باللیل و تسكت بالنهار و اما اءن تبكى بالنهار و تسكت باللیل .

فصالحهم على واحدة منهما، و اءما فاطمة فبكت على رسول الله صلى الله علیه و آله حتى تاءذى به اءهل المدینة فقالوا لها: قد آذیتینا بكثرة بكائك . فكانت تخرج الى المقابر مقابر الشهدا؟ فتبكى حتى تقضى حاجتها ثم تنصرف ،

و اءما على بن الحسین فبكى على الحسین علیه السلام عشرین سنة اءو اءربعین سنة ،

و ما وضع بین یدیه طعام الا بكى ، حتى قال له مولى له : جعلت فداك یابن رسول الله انى اخاف علیك اءن تكون من الهالكین .

قال : انما اءشكو بثى و حزنى الى الله و اءعلم من الله ما لا تعلمون ، انى لم اءذكر مصرع بنى فاطمة الا خنفتنى لذلك عبرة
الامالى - الحسین بن اءحمد بن ادریس ، عن اءبیه ، عن ابن عیسى ، عن ابن معروف مثله


ترجمه : شیخ صدوق رحمه الله در كتاب خصال ،

به سندش از امام صادق علیه السلام روایت كرده : افرادى كه فوق العاده گریه كردند

پنج نفر بودند: آدم ، یعقوب ، یوسف ، فاطمه ، دختر حضرت محمد صلى الله علیه و آله و على بن الحسین علیهم السلام .
حضرت آدم از فراق بهشت به قدرى گریه كرد كه اثر اشك در دو گونه صورت مباركش نظیر جوى باقى ماند.
حضرت یعقوب به قدرى از فراق یوسف گریه نمود كه چشمان خود را از دست داد و

بدو گفتند: به خداوند سوگند یوسف را از خاطرنخواهى برد تا آنكه افسرده یا نابود گردى .

حضرت یوسف به قدرى براى پدرش یعقوب گریست كه اهل زندان ناراحت شدند و به وى گفتند: یا باید شب گریان و روز ساكت شوى و یا اینكه روز گریان و شب ساكت باشى .
یوسف با یكى از پیشنهادهاى ایشان موافقت نمود.
حضرت فاطمه در فراق پیغمبر به قدرى گریه كرد كه اهل مدینه خسته و ناراحت شده

به او گفتند: تو به واسطه كثرت گریه ات ما را اذیت مى كنى . لذا حضرت زهرا از مدینه خارج و به سوى قبر شهدا مى رفت ،

وقتى ناراحتیهاى قلبى خود را با گریستن خالى مى كرد به سوى مدینه بازمى گشت .
حضرت على بن الحسین علیهماالسلام مدت بیست یا چهل سال بر حضرت حسین گریست .

هیچ غذایى در مقابل آن حضرت نمى گذاشتند مگر اینكه گریان مى شد.
كار آن حضرت به جایى رسید كه یكى از غلامانش به وى گفت : اى پسر رسول خدا! فداى تو شوم ،

من مى ترسم تو خود را (به واسطه كثرت گریه ) هلاك نمایى !
فرمود: چاره اى نیست جز اینكه از غم و اندوه خود به خداوند شكایت كنم .

من چیزهایى را مى دانم كه شما نمى دانید. من یادآور قتلگاه فرزندان فاطمه علیهاالسلام نمى شوم

مگر اینكه گریه راه گلویم را مسدود مى كند.

ترجمه و تحقیق از جلد 43 بحارالانوار
زندگانی حضرت زهرا (علیهاالسلام (
تالیف : علامه محمد باقر مجلسی
مترجم و محقق: محمد روحانی زمان آبادی





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

منشور جهانى
این سخن حسین بن على علیهما السلام گرچه به ظاهر یك خطابه اختصاصى است

كه در روز عاشورا آنگاه كه مردم كوفه ناجوانمردانه حمله به سوى خیمه ها را آغاز نمودند،

 مورد خطاب قرار داده است ، ولى در واقع یك پیام عمومى و یك منشور جهانى است

از قتلگاه كربلا به همه جهانیان و در همه زمانها كه :


مردم دنیا اگر معتقد و پایبند به قوانین الهى و دستورات آسمانى نباشند لااقل باید

حدود ملیت خویش را مراعات و به اصطلاح تابع قوانین بین المللى باشند.

اما قوانین آسمانى بویژه دین مقدس اسلام هر نوع تجاوز به حقوق دیگران را در مقام جنگ و دفاع و

 حتى در آنجا كه آغازگر جنگ ،

دشمن خونخوار باشد، محكوم كرده و مى گوید:در راه خدا با كسانى كه با شما جنگ مى كنند

 (و آغازگر جنگ هستند) پیكار كنید و تجاوز نكنید كه خداوند تجاوزگران را دوست ندارد.

یعنى بجز كسانى كه با شما وارد جنگ شده اند متعرض افراد دیگر دشمن نشوید.

خانه مهاجمین را خراب و اشجارشان را قطع نكنید.

آب را به روى آنان نبندید. مجروحین دشمن را مداوا كنید.

فراریها را تعقیب ننمایید و به زنان و پیرمردان ایذا نكنید، حتى به مهاجمین نیز فحش و ناسزا نگویید و...

آرى ، پس از قرنها كه حكم ((لا تَعْتَدُوا)) نازل گردید و حسین بن على علیهما السلام منشور مورد بحث را اعلام نمود،

جهان بشریت و به اصطلاح قانونگذاران متمدن ! نیز براى جنگها قوانینى نه در حد قوانین جنگى اسلام ارائه دادند.

اما آیا این بشر خود خواه و این حیوان دوپا و درنده تر از هر درنده تا از تربیت آسمانى برخوردار نیست

 و تا قدم به مرحله انسانیت نگذاشته است - كه تنها در پیروى نمودن از تعالیم انبیا میسر است

 مى تواند خود را به این منشورها و این پیغامها و به این قوانین محدود سازد .

و اگر شمر هم در رویاروئى امام علیه السلام به قشون خود دستور منع حمله مى دهد،

دیدیم كه یك عقب نشینى موقت و در اثر نفوذ معنوى كلام آن حضرت بود كه بلافاصله پس از شهادت آن بزرگوار

مجددا حمله به سوى خیمه ها و غارت زنان و اطفال شروع گردید.

نام كتاب : سخنان حسین بن على (ع ) از مدینه تا كربلا

مؤ لف : محمّد صادق نجمى





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

محرم‏ ‏نزدیك‏ ‏و‏ ‏باز‏ ‏بیرق‏ ‏عزا

محرم آمدو پرچـــــم سیاه

با سیاه کردن لباسهایتان دلهایتان هم محرمی کنید

مَحرم با امامتان

چهل عدد مقدسی در دین ماست،تا اربعین حسینی با خودتان یک عهد معنوی بگذارید

مثلا خواندن زیارت عاشورا از ابتدای محرم تا اربعین

یا چشم به نامحرم ننداختن تا چهل روز

پوشاندن مو و اندام تا چهل روز

و بعد از آن سعی کنید برایتان عادت شود عادتی از روی معرفت

برای شادیه دل حضرت زینب (س)

شادیه دل امام حسین (ع)

یک کار برای شادیه دل امامتان برای شادیه دل امام زمانمان حضرت مهدی (عج)

 

 





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/08/1 :: نویسنده : پندار

‏عید‏ ‏غدیر‏ ‏بزرگترین‏ ‏عید‏ ‏شیعیان‏ ‏است،عید‏ ‏غدیر‏ ‏نشاندهنده‏ ‏ى‏ ‏حق‏ ‏بودن‏ ‏دین‏ ‏شیعه‏ ‏است،،،،،،

عید‏ ‏بر‏ ‏تمامیه‏ ‏‏ ‏شیعیان‏ ‏مبارك.‏

 ‏یا‏ ‏على‏ ‏مولا‏ ‏‏(‏ع‏)‏





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/07/29 :: نویسنده : پندار

ولادت‏ ‏امام‏ ‏هادى‏ ‏‏(‏ع‏)‏‏ ‏بر‏ ‏تمامیه‏ ‏شیعیان‏ ‏مبارك‏ ‏باد.





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

صبح‏ ‏زود‏ ‏‏ ‏صدقه‏ ‏بدهید‏ ‏كه‏ ‏این‏ ‏كار‏ ‏روى‏ ‏شیطان‏ ‏را‏ ‏سیاه‏ ‏میكند...امام‏ ‏محمد‏ ‏باقر‏ ‏‏(‏ع‏)‏

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم

سرمو به جای گنبد روی خاکها میزارم





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ناپلئون بناپارت ، امپراطور فرانسه و چهره معروف عالم سیاست در عرصه بین الملل ،

روزى در مورد اسلام و مسلمانان فكر مى كرد و اینكه چطور مى شود،

 بر كشورهاى اسلام تسلط یافت و مسلمانان را تحت سیطره فرانسه درآورد.

از مشاورین خود سؤ ال كرد: ((مركز مسلمین كجاست؟

 مصر را معرفى كردند. او بسوى مصر حركت كرد؛ پس از ورود به كتابخانه مهم آن شهر رفته و به مترجم گفت :

یكى از مهمترین كتابهاى اینها را برایم بخوان و او قرآن را باز كرده و در اول صفحه ،

این آیه را مشاهده كرد: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنینَ الَّذینَ یَعْلَمُونَ الصّالِحاتِ اَنَّ لَهُمْ اَجْراً كَبیراً.)):(این قرآن ، به راهى كه استوارترین راههاست ، هدایت مى كند، و به مؤ منانى كه اعمال صالح انجام مى دهند، بشارت مى دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است .)
مترجم ، آیه را براى ناپلئون خواند و ترجمه كرد.

 از كتابخانه بیرون آمدند، شب را تا صبح ، ناپلئون به این آیه و پیام آن فكر مى كرد. صبح بیدار شده ، دو مرتبه بكتابخانه آمدند؛ از مترجم خواست ،

همان كتاب دیروزى را دوباره براى او بخواند و معنى كند و او هم آیاتى را خوانده و ترجمه نمود.
شب را باز در فكر و اندیشه قرآن و مفاهیم عالى آن به سحر رساند.

روز سوم هم ، مثل دو روز قبل ، آیاتى خوانده و براى ناپلئون ترجمه شد.

بعد از اینكه از كتابخانه بیرون آمدند سؤ ال كرد: ((این كتاب چه جایگاهى ، در بین ملت مسلمان دارد و چقدر به آن اهمیت مى دهند؟)) مترجم گفت : ((آنها معتقدند كه این قرآن كتاب آسمانى است و بر پیامبر اسلام نازل شده ، همه اش كلام خداست .))
ناپلئون دو جمله گفت ، یكى به نفع مسلمانان و دیگرى به ضرر آنان .
او گفت: ((آنچه من از این كتاب فهمیدم : اگر مسلمانان فرامین و احكام جامع این كتاب را فراگیرند و به آن عمل كنند، دیگر روى ذلّت نخواهند دید.

 و اضافه كرد: تا زمانیكه ، این قرآن در بین مسلمین حكومت كند،

در پرتو تعالیم برنامه هاى آن ، مسلمانان تسلیم ما نخواهند شد؛ مگر اینكه بین این كتاب و آنان فاصله ایجاد شود.

 

برگرفته از كتاب : جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها

اثر: عبدالكریم پاك نیا





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1392/06/14 :: نویسنده : پندار

سالروز ولادت دختری از نسل آفتاب نسل عترت نسل ائمه‌ی اطهار

را به نام روز دختر نام نهادند

دوصد افسوس که بعضی از دختران ما لیاقت دختر بودن هم ندارند

دختر بودن مسئولیت سنگینیست

با حیا بودن نجیب و عفیف بودن

خود را عرضه نکردن

مردان را به گناه نیانداختند

نکته ی جالب اینجاست دختر یا خانومی که از حجابش کم میگذارد

حق الناس بر گردنش است

و خدا حق الناس را هرگز نمیبخشد

مگر اینکه خود مردم حلال کنند

آیا میشود از تمام آدمهایی که او را در خیابان ،مغازه ،کوچه، دانشگاه ،شهر و کشور او را دیدند حلالیت بطلبد؟

خانوم بزرگوار ولادتان مبارک





نوع مطلب : دینى و مذهبى، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

اللهم صل علی الصدیقه فاطمه الزکیه حبیبه حبیبک و نبیک و اُم
احبائک و اصفیائک التی انتجبتها و فضلتها و اخترتها علی نساء
العالمین* اللهم کن الطالب لها ممن ظلمها و استخف بحقها و
کن الثائر* اللهم بدم اولادها* اللهم و کما جعلتها ام ائمه
الهدی و حلیله صاحب اللواء و الکریمه عند الملا الا علی فصل
علیها و علی امها خدیجه الکبری صلاه تکرم بها وجه ابیها محمد
صلی الله علیه و آله و تقر بها اعین ذریتها و ابلغهم عنی فی هذه
الساعه افضل التحیه و السلام.

مدیر وبلاگ : پندار
نویسندگان
نظرسنجی
با اینکه شرط اصلیه مسلمان بودن نماز خواندن است آیا شما نماز میخوانید؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :